بهاءالدين ادب شخصيتي چند وجهي بود كه به ملت بزرگ ايران و سپس به قوم كرد احساس تعلق خاطر ميكرد و خود را وامدار آنها ميدانست و در جهت آرمانهاي والاي آنها گام برميداشت. عاشق سرزمين پهناور ايران بود و به ملتي يكپارچه ميانديشيد. دل به اهداف ملي و ميهني داشت و براي ايران آباد و سرسبز ميكوشيد و به حركت تمامي نيروهاي مردمي در كليه ابعاد سياسي - اجتماعي و اقتصادي باوري ترديد ناپذير داشت، آرمانگرايي سختكوش بود و مردمسالاري را تكريم ميكرد. شخصيت خود را از طريق حركت در وجوه مختلف تعادل ميبخشيد. او مهندسي موفق، مديري شايسته، سياستمداري دلسوز، فعالي اجتماعي، كارآفريني خلاق، ورزشكاري با استقامت و سخنوري چيرهدست بود. همين تجميع ويژگيهاي مختلف بود كه توانش را در همه زمينهها مضاعف مي كرد: كار سياسي را مهندسي ميكرد و در فعاليت اجتماعي از اصول مديريت استفاده مينمود، كار ورزشكاران را با انديشه به ثمر ميرساند و در هنگام كار آفريني از چيرگي خود در فن سخنوري بهره ميجست. شايسته است وجوه مختلف شخصيتي او را در فضائي خارج از احساس و به دور از غلو شناخته و اميدوار باشيم كه جوانان آگاهي كه در راه اعتلاي ايران ميكوشند از زندگينامه او بهره گيرند.